تبليغاتX
تولدی دیگر
فرهنگ جامعه سیاست شعر و داستان

در مناطق جنوبی کشور چی خبر است؟

 

تروریزم برای کشورهای جهان پدیده تازه نیست و تقریباً همه این چالیش را در درون خویش در یک مقطع زمانی و مکانی تجربه نموده است. کشورها همه در گذشته با پدیده تروریزم واحد از نوع کنونی آن مواجه نبوده اند و هر کشور تروریزم مختص به خود شانرا داشته که در نتیجه عوامل مختلف عمدتاً داخلی بوجود می آمده است.

 

تروریزم کنونی که ابعاد آن با گذشت زمان گسترده تر می گردد و یکی از بزرگترین چالیش جهانی برای کشورها محسوب می گردد پدیده نسبتاً بی سابقه بوده که ظاهرا مهار نشدنی بنظر میرسد و شاید برای جهان و جهانیان شدت و رعب آن به این مقیاس قابل تصور نبود. تروریزم جهانی که مرکز تقویت و آموزش آنرا کشورهای از قبیل افغانستان، پاکستان و عراق تشکیل میدهد تهدید بزرگ جهانی بشمار می آید و تا هنوز کشورهای متعددی بشمول افغانستان، پاکستان و عراق را تا مرز بی ثباتی و نا امنی کشانده است.

 

روزیکه گروه القایده و طالبان دو مجسمه بزرگ و تاریخی بودا در بامیان را تخریب نمودند جامعه جهانی شگفت زده شد. آنها مکرراً ازخود می پرسیدند: مگر ایدئولوژی آنقدر در اعتقادات انسان نیرومند است که اورا به تخریب مجسمه های بودا وادار سازد؟ این سوال توأم با تعجب آنها اولاً حکایت از دست کم گرفتن تاثیرات ایدئولوژی انحرافی در زندگی انسان و ثانیاً ارزش قایل شدن به مجسمه های بودا می کند. ولی تروریزم امروز به شیوه دیگر که عمق وحشیگری و سبعیت را به اثبات میرساند جلوه می کند. من باب نمونه، امروز گوشها و بعضاً چشمها در داخل و خارج از افغانستان با شنیدن و دیدن حملات انتحاری روز افزون، قتل و سربریدن انسانها به شیوه حیوانات عادت می کنند و شنیدن و دیدن این گونه صحنه ها با مرور زمان به جریان عادی روز تبدیل می شود. امروز ویدیو کلیپ صحنه عمل شدیداً فجیع سربریدن انسانرا توسط گروه تروریستی طالبان که در مناطق جنوبی اجرا شده بود در صفحه کمپیوترم باز نموده و تماشا نمودم. صحنه بسیار وحشتناگ و تکان دهنده بود و کاملاً هویدا است که طالبان و اجرا کنندگان این عمل نه تنها مسلمان نیستند بلکه زیشت ترین حیوانات وحشی اند که ظاهراً ساختار فزیکی انسانرا دارا می باشند. فکر می کنید آنها چقدر جانی و قصی القلب اند که افراد را با دست و پای بسته بروی زمین می خوابانند و سپس با کارد در دست داشته شان با خونسردی تمام سر آنهارا از بدن شان جدا می کنند؟

 

سوال اساسی اینستکه چرا مناطق جنوبی کشور پیوسته نا آرام است و چرا مناطق دیگر کشور دستخوش ناآرامی ها نمی شود؟ هزارجات رابه طور مثال مد نظر میگیریم. آیا حاکمیت قانون وامنیت کامل درنتیجه ای توجه دولت وجامعۀ جهانی است یا مردم خود شان صلح دوستند وازناامنی منزجراند؟ دولت وجامعه ای جهانی فعلاً هیچ گونه برنامه انکشافی وتقویت ارگان های امنیتی را درساحات هزاره نشین ندارند وآنها به خوبی میدانند که هزاره ها مردم صلح دوست ومتعهد میباشند ودرهیچ دوره ای تاریخ به ناامن ساختن وبی ثباتی کشور نه پرداخته اند. ساحات وولایات هزاره نشین کشور علارغم اینکه مداوم مورد بی عدالتی وبی توجهی دولت ها بوده است هرگز بستر افراط گرائی ونا امنی نبود ه است. علت اصلیکه شبکه های طالبان و القایده در مناطق غیر پشتون نشین به خصوص هزاره جات نفوذ نمی توانند نفرت و انزجار مردم از آنهاست نه حضور ارگانهای فعال امنیتی. آنها به خوبی میدنند که هیچ قوم وملیت به جز ازقوم پشتون آنها را حمایت نمی کنند وبرادران پشتون مداوم پنا گاه امن برای فعالیت وحضورآنها میباشند.

 

باید صریحاً گفت که طالبان برخاسته ازقوم پشتون است ودردوران حاکمیت آنها نیز صرفاً پشتون ها حامیان آنها بودند. بناءً اگردولت ونیروهای خارجی میخواهند جدی باشبکه های طالبان وطالبانیزم درداخل افغانستان مبارزه کنند اول آنها باید به تعدیل بخشیدن اندیشه ها وگرایش های افراطی که طیف وسیع قوم پشتون درکشورراشامل  میشود بپردازند.    

 

۱۸ ماه ثور ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمد نعیم دهقان زاده   |